زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست

امروز توی کلاس ورزش وقتی‌ که همگی‌ یک دایره تشکیل دادن و شروع به حرکتی کردند، برایم خیلی‌ جالب بود، انگار این زنجیره ادامها قدرتی‌ درش نهفته بود و به یک یگانگی عجیبی‌ می‌رسید. همهٔ ما جزوی از یک کّل بودیم. حس جالبی‌ بود. اینکه همهٔ ما در یک دوره زمانی‌ زندگی‌ می‌کنیم و احساس بسیار مشترکی را تجربه می‌کنیم واقعیته جالبی‌ بود که گاهی فراموش میشود. گاهی فردیت به قدری قوی میشود که فراموش می‌کنیم انسانهای دیگری با احساس ما و نقاط قوت و ضعف ما وجود دارند.

اینکه تک تک افراد به شکل منحصر به فردی یک حرکت ثابت را انجام می‌دادند چیزی بود که برای اولین بار به آن توجه کردم. لبخند افراد، نحوه راه رفتن و تمام حرکتها خیلی‌ با هم فرق دارد و احتمالا از تفاوتهای شخصیتی‌ نشأت می‌گیرد. آنچه که من در اینجا خیلی‌ دوست دارم این هست که ادامها به راحتی‌ خودشان هستند و این چیزی‌ست که آن‌ها را جذاب می‌کند. چهره‌ها دوستانه، بدون اینکه حکایتی از حس برتری جویی یا احساس ملکی زیبایی‌ بودن داشته باشند. من هیچوقت نفهمیدم و درک نکردم که چرا در خانه اینقدر افراد (آدم‌هایی که به شکل اتفاقی‌ میدیدی )به خصوص دخترها حتا در ارتباط با همیدگر هم دچار این حالت بودند. انگار سرد بودن و از دماغ فیل افتاده بودن برتری و امتیازی محسوب میشد! هیچوقت نفهمیدم که این حالت از عدم اعتماد به نفس بود یا از چیز دیگر.

| ۱۳٩٢/٧/٢ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

Design By : shotSkin.com