زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست

شب که خواستم بخوابم، حس کردم چقدر این صحنه تکراری شده، خوابیدن در وقت مشخص از استرس اینکه فردا بتونی‌ کار کنی‌ و ذهنت آمادگی داشته باشه. امشب تصمیم گرفتم نخوابم، الان ساعت ۲ شب هست و حس خوبیه  بیداری به دلخواه. گاهی‌ آدم از تکرار بایدها و نبایدهای روزانه خسته می‌شه. دوست داره افسار فکرشو رها کنه...

جدیدا بشقابها انقدر خودشونو کثیف می‌کنن که ماشین ظرف شویی به اعتراض به اونها، همیشه لک و لوک غذاها رو میذاره بمونه روشون. البته شنیدم که ماشین ظرفشویی میگفت این کار یک خاصیت دیگه هم داره، بشقابها برای دوره بعد دوباره میمونن اون تو و ماشین ظرفشویی می‌تونه سرزنش هاشو ادامه بده. حالا جالبیش این بود که این وسعت، لیوان بزرگ دست دار طی‌ یک مشاجره لفظی با لیوان قد کوتاه همچنان ضربه جانانه‌ای بهش زد، که لیوان قد کوتاه بی‌چاره مقصد بعدیش از ماشین ظرفشویی، سطل‌ زباله بود. دوستهای قد کوتاه و بلندش، حتا لیوان‌های آبجو خوری به نشونهٔ احترام از دست دادن دوستشون، همشون بد بو شدن.این وسط درهای پلاستیکی ظرف‌ها کلی‌ در حال فخر فروختن بودن به ظرفهای شیشه‌ای توی ماشین بودن و از اینکه با دست شسته میشن و گیر هیولای آبگیر و بخار زن نمیفتن کلی‌ خوش حال بودن. وقتی‌ ظرف‌ها می‌رن تو کابینت، همیشه کلی‌ دعوا دارن که کی‌ بالا سر کی‌ بره، و جای تنگ کلی‌ همشونو شاکی‌ می‌کنه. یادمه که کاسه‌ سوپ خوری جدید که به جمعشون اضافه شده بود، کلی‌ نارضایتی ایجاد کرده بود، به خصوص که ظرف جدید همیشه جای بهتریو اشغال می‌کنه و همگی‌ گروه تواشی "نو که میاد به بازار کهنه می‌شه دل‌ آزار" را تشکیل داده بودن. بعضاً شنیده شده که اختلافات نژاد پرستانه هم بین ظرف‌ها بوده، این اطلاعات از دستمال آشپز خونه که در حال شنود مکالمات این‌ها هست به دست رسیده. کارد سبزیجات چند وقتی‌ هست که هی‌ ناله می‌کنه و بد گویی هاش از طریق تختهٔ دو رو پخش شده. قبلنها انگار به سبد سبزیجات هم گفت بود که عمر زیاد مایهٔ درد سره...

 

| ۱۳٩۳/۱/٩ | ۱:٥٢ ‎ق.ظ | setare نظرات () |

شاید وقتی‌ مینویسم تنها زمانی‌ هست که خودم با خودم حرف میزنم، به عمیق‌ترین احساساتم فکر می‌کنم و دور از زندگی‌ روزمره سعی‌ می‌کنم به نویی‌ دیگر وجودم را برای خودم ثابت کنم. خلق می‌کنم تا بدانم وجود دارم. در این خلق کردن لذتی هست، لذتی که شوپن به هنگام خلق آهنگ‌هایش داشته، یا وقتی‌ سیمون دو‌ بووار به هنگام خلق کتاب مهمان و کشتن شخصیتی‌ که دوست نداشت حس کرد، یا لذتی که انیشتین به هنگام ارایه نظریه نسبیت درک کرد. تمام پیشرفت‌هایی‌ که امروز در اطراف میبینیم مخلوقات انسان‌هایی‌ هست که به دنبال لذت در خلق کردن بودند.

همهٔ ما ادامها خالق‌های بالا قویی هستیم، اینکه تک تک ادامها نحوه زندگی‌ منحصر به فرد خود را دارند تایید خالق بودم تک تک ما انسانهاست. تفاوت آدم‌هایی که خالق آثار ماندگاری میشوند این است که احتمالا جز ۲ درصد از افرادی بود اند که در طول زندگی‌ استعداد خاص‌شان را کشف کرد اند. اگر من جز آن ۲ درصد نیستم ولی‌ باز هم میتوانم خالق کوچکی در دنیای خودم باشم.

خلق می‌کنم تا باشم...

| ۱۳٩۳/۱/۸ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

Design By : shotSkin.com