زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست

همهٔ ما می‌دانیم که برق را ادیسون اختراع کرد ولی‌ احتمالا هیچوقت به این فکر نکردیم که چه کسی‌ پروژه‌ها و اختراعات مهم ادیسون را از لحاظه مالی پشتیبانی‌ می‌کرده است.j p Morgan یکی‌ از بزرگترین سرمایداران آمریکایی بود که در واقع صنعت برق در این کشور با سرمایه گذاری این فرد به راه افتاد. در ساله ۱۸۸۲ برای اولین بار برق در نیویورک ۸۵ منزل مسکونی را روشن کرد و ادیسون کسی‌ بود که نیروگاه برق رسانی را طراحی کرد و با حمایت مالی مورگان سخته شد. ادیسون اعتقاد داشت که برق DC تنها شکل بی‌ خطر و قابل استفادهٔ برق هست. Tesla که در آزمایشگاه ادیسون کار میکرد، اختراع برق AC خود را به ادیسون نشان داد ولی‌ ادیسون به AC اعتقاد نداشت.در حالی‌ که Tesla کسی‌ بود اعتقاد داشت که AC روش بهتری برای انتقال برق می‌باشد. Westinghouse که برای ما فقط یک مارک لوازم خانگی است کسی‌ بود که Tesla را حمایت مالی کرد و با ادیسون به رقابت پرداخت. 

در ضمن جالب هست که بدانیم اولین بار صندلی برقی‌ برای اعدام توسط ادیسون اختراع شد که در آن زمان به اسم او لطمه زد. ادیسون در زمان حیأت خود بیش از هزار اختراع به ثبت رسند.ولی‌ برق اصلی‌ترین اختراع او بود و بیشتر از همهٔ دیگر اختراعاتش برایش وقت گذشت.

در همین زمان بود که Carnegie صنعت آهن را به دست داشت و صد‌ها کیلومتر راه آهن به سرعت شرق به غربِ آمریکا را به هم وصل کرد. شهرها با سرعت سرسام آوری بر روی آهن‌های Carnegie استوار شد.

Rockefeller سرمایه دار سومی‌ بود که با استفاده از نفت خانه‌های مردم را روشن میکرد و صنعت نفت را به دست داشت، حالا باید دنبال راه چاره‌ای می‌گشت، تا از رقبای خود عقب نماند. همزمان با ساخت اولین اتومبیل مردمی توسط ford, بنزین به وسیلهٔ Rockefeller تولید میشد. 

این ۳ تن‌، جمعاً ثروتی معادله ۱ تریلیون دلار امروزی در دست داشتند و کشور را اداره میکردند. در این دوران ۹۰ درصد مردم آمریکا در زیر خط فقر زندگی‌ میکردند، حقوق کم و شرایط کار طاقت فرسا هر روز فشار بیشتری به آنها می‌آ‌ورد. ولی‌ کن این ۳ مرد با عطش رقابت و به جلو رفتن و ساختن، همینجور قدرتمند تر می‌شدند. تا جایی‌ که در زمان انتخابات این ۳ تن‌ Mckinley رئیس جمهور وقت را خریدند. یکی‌ از کارگران ناراضی به Mckinley تیر اندازی کرد و او را کشت. و Roosvelt به ریاست جمهوری رسید. او برای اولین بار Rockefeller را به دادگاه کشاند و شرکت بزرگ او را تبدیل به ۳۰ شرکت کوچکتر کرد. و به این ترتیب به سرمایه داری به آن شکل پایان داد. Carnegie در این رقابت عقب کشیده بود و شرکت خود را به Morgan فروخت و تبدیل به ثروتمندترین فرد آمریکا شد. در اواخر عمر Carnegie بسیاری از دارائی خود را وقف ساخت کتابخانه و امور خیریه در سرتاسر آمریکا کرد. 

مورگان، شرکت ادیسون را خرید و نامش را به ژنرال الکتریک تغییر داد. و این چنین بود که بنیاد این کشور بر روی برق Morgan, آهن Carnegie و نفت Rockefeller استوار شد.

| ۱۳٩٢/٦/۳۱ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

همیشه چیزهای زیادی وجود داره که منو به یاد خانه بندازه. چند روز پیش یکی‌ از دوستان مشترک من و قدیمی‌ترین دوستم که الان در سن ۲۸ سالگیمون ۲۳ سال هست باهم دوستیم، بهم گفت که میخوان برای تولدش یک کلیپ فیلم درست کنن و به من گفت که من می‌تونم یک فیلم بگیرم و هر پیامی دارم بدم که تو اون کلیپ بزارن. چقدر احساس‌های مختلفی‌ به من هجوم اورد. کلی‌ خاطرات از زمانی‌ که من هم در خانه بودم و تولد بهترین دوستم را می‌تونستم برم. حالا باید توی یک فیلم به دوستم چی‌ بگم، بگم ۲ روز هست که دارم فکر می‌کنم این فیلم را تو کجا بگیرم، بگم که اینجا جایی‌ وجود نداره که من و تو ازش خاطری مشترک داشته باشیم بعد از ۲۳ سال دوستی‌، بگم که این فضا‌ها حتا برای من هم اشنا نیست. 

حتا نمیدونم باید چی‌ بگم، بگم دوست قدیمی‌ کلاس اول دبستان یادته به بقیه دلداری میدادیم که گریه نکنن؟ یادته آهنگ یار دبستانی پخش میشد تو حیاط مدرسه و منو تو دست در دست همو یار دبستانی میدونستیم؟ بگم دوست قدیمی‌، ایکاش دوباره ۱۲ سالمون می‌‌شد! باهم دمپختک درست می‌‌کردیم، یک عالمه عدس میریختیم توش و شاهکار مون را میخوردیم. دوست داشتم تو اون پیام یک چیزی بگم که فقط من و تو داستانش را میدونستیم و اون این بود "هذا سیگار" ، فکر کن از این ۲ کلمه چه فکرهایی به مغز بقیه خطور می‌کنه، ولی‌ من و تو کلی‌ می‌‌خندیم چون فقط ما میدونستیم که شوهر معلم عربی‌ که داشت سیگار می‌کشید اینو گفت.

| ۱۳٩٢/٦/٢٩ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

ساعت ۳:۵۰ صبح هست، از خواب بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد.اومدم سراغ وبلاگم.دیدم یک کامنت دارم،کلی‌ خوشحال شدم اولش، بعد دیدم که تبلیغاتی هست! :پ

شهر در مه‌ و سکوت شبانگاهی فرو رفته، در همین لحظه در خیلی‌ جاهای دیگه زندگی‌ با شور و هیجان خودش جاری هست. واقعاً اعجاب انگیزه! احتمالا در همین لحظه کلی‌ اتفاقهای مهم در جاهای مختلف دنیا داره اتفاق می‌‌افته، تصمیمات مهمی‌ گرفته می‌شه، آدم‌هایی به دنیا میان، دانشمندی به نتیجه‌‌ای میرسه، نویسنده‌ای کتابش را تمام می‌کنه. در زیر دریا جانورانی شکار میشن یا اون‌هایی‌ که باهوش‌ترن همرنگ با محیط می‌‌شن که تشخیص داده نشن. در آسمون ستاره به دنیا میاد یا می‌‌میره و تبدیل به کوتولهٔ سفید می‌شه. 

و در همین لحظه یکی‌ مثل من خیلی‌ ساده این هارو می‌نویسه و دوست داره بدون آیا کسی‌ این نوشته‌ها را میخونه؟ 

| ۱۳٩٢/٦/٢٩ | ٤:٠٤ ‎ق.ظ | setare نظرات () |

جدیدا شروع کردم به رفتن به کلاس ورزش که یک نوع رقص هست به اسم zumba. حرکت‌ها خیلی‌ شبیه به ایروبیک هست و کلا با رقصی که در تصور ما هست فاصلهٔ زیادی دارد. معلم این کلاس در روزهای پنجشنبه خانومی هست که واقعاً از کارش لذت میبرد و خیلی‌ حرکتهای جالب و پیچیده و جذابی رو انتخاب می‌کنه به همراه انتخاب آهنگ عالی‌. این خانوم معلم هیچوقت وقتی‌ تلف نمیکند و ۱ ساعت کلاس را مفید ارایه می‌‌دهد. در عین حال معلم دیگری هست در روزهای سه شنبه که دقیقا بر عکس معلم اول هست و کلاس بسیار خسته کننده‌ای ارایه میدهد. نکتهٔ جالب این هست که کاملا واضح هست که معلم اول خیلی‌ از کارش لذت میبرد بدون آنکه در موردش حرفی‌ بزند ولی‌ عملکرد خوبی‌ که دارد حکایت از همین واقعیت است. 

در عین حال که این تحلیلها را در ذهنم انجام میدادم با خودم فکر کردم که چقدر دوست دارم مثل معلم اول کار خودم را با علاقه و عالی‌ انجام دهم. چون رضایتمندی ناشی‌ از آن هم برای خودم و هم برای دیگران خواهد بود. کلا در هر زمینه‌ی افرادی که خیلی‌ موفق هستند کسانی‌ بود اند که کارشان را (حتا اگه ماست بندی بوده) با علاقه و عالی‌ انجام داده اند. در خبری چند وقت پیش میخواندام که آقای... از شرکت ماست بندی chobani تبدیل به یک بیلیونر شده است. در ابتدا این خبر خیلی‌ خنده دار به نظر می‌رسید ولی‌ واقعییت دارد!

| ۱۳٩٢/٦/٢۸ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

امروز تصمیم گرفتم که افکار و احساساتم را در اینجا بنویسم. مدتی‌ هست که نوشته‌های افراد دیگر را می‌خوانم و کلا فکر می‌کنم نوشتن شیوهٔ جالبی‌ برای ثبت افکار و احساسات هست. در اینجا از چیزهایی‌ که به ذهنم می‌رسد خواهم نوشت و به هیچ وجه این نوشته‌ها ادبی‌ نخواهند بود چون متاسفانه از استعداد من خارج هست. 

| ۱۳٩٢/٦/٢٧ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | setare نظرات () |

Design By : shotSkin.com